العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

149

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

1 - ايست خورشيد مخالف حسّ است ، زيرا در حركت خورشيد در همه ساعات روز تفاوتى نيست و كمانه مدار آن برابر است . 2 - خورشيد در هر آنى در يك نصف النهار واقع است و بايد هميشه در ايست باشد . 3 - تفاوت ميان روز جمعه و روزهاى ديگر مخالف حسّ است . 4 - گرمى خورشيد از پرتو آن نيست تا ارواح مشركان با نزديك شدن به آن عذاب كشند بلكه اثر برگشت پرتو آنست از اجسام كثيفه چون زمين و دريا و از اين رو هر چه از زمين بالاتر باشد گرمى كمتر است . و ممكن است از يكم و سوم پاسخ داد كه ايست كم است و در ابزار ساعت شمار چشمگير نيست ، زيرا 9 / 1 و 10 / 1 و كمتر از آنها را نميتوان بطور يقين از آنها تشخيص داد و اندازه‌گيرى آنها روى تخمين است و از اعتراض دوم جواب داد كه ممكن است مقصود ايست در نيم روز مخصوصى باشد چون مكه يا مدينه يا گنبد زمين ( دائره گذر از دو قطب ) و بر اين اعتراض شده كه لازم آيد در بلاد ديگر بهنگام چاشت يا عصر ايست واقع شود و كسى زير بار آن نرود و از اعتراض چهارم ممكن است جواب گفت كه بسا براى خورشيد دو حرارت باشد يكى از جرم و ديگرى از انعكاس پرتو و اينكه گفته‌اند در فلكيات حرارت نيست دليل قطعى ندارد . و براى ايست دو تأويل ديگر است . 1 - حركت خورشيد در نيم روز كند مينمايد و بمانند ايست باشد و از اين كندى بايست تعبير شده . يا اينكه در بلادى كه خورشيد بالا سر آيد سايه نباشد و مقصود ايست سايه است نه خود خورشيد ، و ايست سايه بنا بر اينست كه ميان دو حركت مستقيم بناچار سكونى بايد و ميان فزودن سايه و كمى آن تا نبودش ايست باشد ولى نهان نيست كه حمل ايست خورشيد بر اين معنا دور است جدّاً با اينكه نسبت حركت باجزاء سايه مجاز است و آن ايجاد جزئيست از سايه و اعدام جزئى ، و اگر حقيقى هم باشد